اقتصاد مردم که از بین رفته، لااقل اعتمادشان را بر باد ندهید


رویداد گزارش اخیر اتاق اصناف ایران، درنیمه نخست امسال ۳۴ درصد تخلفات صنفی مربوط به گرانفروشی بوده است اما از برخورد قاطع با گرانان نیست ومردم اثر فروش احتمالی دراین باره را حس نمی کند کاهش نرخ تورم یا اجرای طرح مالیات بر خانه خالی است. هم ماجرای همین گونه ومیان واقعیت با تریبون تفاوت دارد یا درباره واردات خودرو، با وجود وعده های مکرر وزارت صنعت ودلیل تراشی های متعدد، سرانجام چه مردم می بینند این است که هنوز که هنوز خبری از ورود خودرو خارجی به کشور نیست.

درباره قیمت ارزهم با وجودرشد خزنده بهای دلاردربازار غیررسمی ورسیدن آن به ۳۵ و ۳۶ هزارتومان، آمارمعاملات یا قیمت ارز در سامانه نیما یا سنا که توصیف کننده محدودی از نظر است، مورد استناد قرارمی گیرد و بزرگ واصلی است که همان بازار آزاد است،مورد. سکوت و بی اعتنایی یا احیانا برخوردهای تکراری قهری قرار می گیرد. حال آن که برای مردم بدیهی است که نرخ واقعی ارز، بازار آزاد است و سایر نرخ های اقتصاد برپایه آن تعیین می شود؛لذا آنها بی اعتنا به تصمیم گیری های رسمی،تشخیص شخصی یا خردجمعی را می دهند دربازارارز قرارمی دهند و این گونه هستند. می شود که آنچه برجای می ماند، چالش برانگیز اعتماد و رشد قیمت ارز و حرکت آن به سوی بالاترین سطح قیمتی است.

درباره بورس هم سیاست های اعلامی دولت هنوز نه کاملاً شفاف است و نه قطعی.چراکه توضیح کامل ودارای جزئیات عملی درباره آن کمتر می شود. به عنوان مثال بانک مرکزی علی چندین بار چندین بار نتوانسته است بانک ها را به کاهش نرخ سود یا سود بین بانکی که همان قیمت پول است، قانع یا نرخ سود متوسط ​​و متوسط ​​نرخ سود از حوالی ۱۷ درصد، اخیراً به ۲۰ درصد رسیده است. روشن است این سرمایه موردانتظار به بورس وارد شده یا ماندگاری نخواهد داشت.

درباره بانک سکه مرکزی هم که انتشارش دربورس قریب الوقوع است، بانک مرکزی درباره بخش اصلی موضوع که همانا مخارج وتضمین کمتر قیمت این تاسررسید است، سکوت کرده است. حال بازیگران بورسی با در نظر گرفتن تجربه تلخ گران فروختن سهام صندوق پولی وافت ارزش شدید آن پس از پایان فروش، از خود می پرسند اگر کمی مانده به سررسید تسویه کتاب،قیمت روزسکه دربازارکه ملاک بازپرداخت وجه اوراق به هر دلیلی روبه روبه گذاشت،چه باشد. چه کسی زیان مردم رامتقبل خواهد کرد؟بی پاسخ گذاشتن جزئیات مهم وتعیین مانند این نمونه، درصد موفقیت چنین طرح هایی را کاهش داده و مردم را به چالش می کشد.

در نهایت، دولت و حاکمیت باید این را در نظر داشته باشد که درنیم قرن اخیر باشد، این سرمایه اعتماد مردم بوده است که کشور را از گذرگاه های سخت گذشته ولذا حفظ می کند این سرمایه بزرگترین وظیفه حاکم است. و واقعه گرایانه، به رسمیت شناختن واقعیات تلخ بدنه اقتصادایران وبخصوصی از هراقدام وحرف وسخنی که باعث نادیده گرفتن فهم وهوش سرشارو پیشرو مردم شود، حتی اگر به سرعت هم مشکلات را حل کند،حس خوب صداقت و افق امیدبخش رابه مردم نجیب وتحت فشار ایران منتقل می کند. وقاعده” درناامیدی بسی امید است” را گفتمان برترخواهد کرد.