تغذیه درمانی کل نگر – چگونه می توان اصل ۳ غذا خوردن شهودی را به کار برد: ایجاد صلح با غذا


سومین اصل غذا خوردن شهودی این است: با غذا صلح کنید. این اصل بر اساس دو اصل اول غذا خوردن شهودی، رد ذهنیت رژیم غذایی و احترام به گرسنگی است. وقتی با غذا کنار می آیید، دیگر به روشی قضاوت آمیز و دست و پا گیر به غذاها برچسب نمی زنید. وقتی با غذا کنار می آیید، به خودتان فرصت می دهید که غذا بخورید هر چیزی که شما بخواهید و از روی ترس، شرم یا قضاوت، غذای حرام نداشته باشد.

وقتی با غذا کنار می‌آیید، ممکن است متوجه شوید که غذاهای خاصی وجود دارند که به بدن شما کمک نمی‌کنند. این به شما امکان می دهد یک فایل بسازید انتخاب مجاز برای نخوردن آن غذاها با این حال، این انتخاب بر اساس رابطه مسالمت آمیز شما با غذا، بدن و رفاه شما است – نه ترس و کنترل.

هنگامی که احساس می کنید با غذا و بدن خود در جنگ هستید، خود غذا خوردن استرس زا و احتمالاً شرم آور می شود. وقتی نسبت به غذا احساس گناه و شرم می‌کنید، مشکلات دیگری را در درون خود ایجاد می‌کنید و این مبارزه فقط الگوهای غذایی احساسی و استرس‌زا را افزایش می‌دهد. این الگوها منجر به افکار مداوم در مورد غذا می شود – که قطعاً روشی صلح آمیز برای غذا خوردن نیست.

وقتی غذاهای خاصی را بر اساس ترس، قضاوت و شرم محدود می کنید، به ناچار هوس آن غذاها خواهید شد و ممکن است زیاده روی یا زیاده روی کنید. وقتی به خود می گویید “من نمی توانم این غذا را بخورم” باعث می شود که بیشتر به آن میل کنید. به همین دلیل است که محدودیت‌ها، رژیم‌های غذایی و قوانین شدید در مورد غذا، چرخه‌هایی از جمله «فقط یک بار می‌خورم»، وعده‌های غذایی تقلب یا «این آخرین روز سرگرم‌کننده من با غذا خواهد بود» ایجاد می‌کند قبل از اینکه این رژیم بسیار محدودکننده ممکن است خودتان را از این رژیم خارج کنید. مجازات برای این گزینه های به ظاهر خارج از کنترل دیگر. وقتی با غذا کنار می آیی، غذا می تواند فقط غذا باشد.

فکر در مورد غذا، ترس از کالری، نگرانی در مورد غذای خوب در مقابل بد، و اینکه چه چیزی درست یا غلط است، همه عواملی هستند که استرس ایجاد می کنند. وقتی غذا در ذهن شماست همیشه ترس از غذا ایجاد می کند و می تواند منجر به خوردن مخفیانه، احساس گناه و شرم شود. این اتفاقات شما را در چرخه خطرناک غذا خوردن احساسی نگه می دارد. ایجاد صلح با غذا یک فرآیند و تمرین است که با خوردن آگاهانه شروع می شود.

وقتی با دقت غذا می خورید، در مورد غذاهایی که برای خوردن انتخاب می کنید قضاوت نمی کنید. شما حقایق را جستجو می کنید، چه چیزی درست است و احساسات اطراف غذا را رها می کنید. این بدان معنا نیست که شما نمی توانید مشتاقانه منتظر باشید، لذت ببرید و از روند غذا خوردن لذت ببرید. بلکه برعکس است! وقتی محکوم به خلاص شدن از شر هر گونه احساس گناه، ترس یا شرم در مورد خوردن غذاهای خاص و بودن با هر چیزی که برای خوردن انتخاب می کنید نیستید.

همانطور که شروع به گنجاندن این مرحله در نحوه ارتباط خود با غذا، خوردن و بدن خود می کنید، به اعتماد به خود و توانایی شناخت نزدیک تر می شوید. آنچه بدن شما می خواهد و نیاز دارد. غذا خوردن شهودی در مورد تنظیم بدن و نیازهای فردی آن از نظر غذا، کالری، گروه های مواد مغذی و اندازه سهم است. غذا خوردن آگاهانه به معنای تنظیم کردن بدن و حضور بدون قضاوت است تا بتوانید از غذای خود لذت ببرید، طعم ها را بچشید و از تفریحی که می توانید داشته باشید لذت ببرید. برای شما گزینه های غذایی

وقتی با غذا کنار می‌آیید، به طور شهودی متوجه می‌شوید که غذاهای مختلف چه حسی برای بدنتان دارند، به گرسنگی خود احترام می‌گذارید و از افکار محدودکننده دور می‌شوید. شما همچنین قادر به کنترل و درک هوس ها هستید چرا میل به ارائه خود در این لحظه.

میل به غذا می تواند پیچیده باشد. با این حال، می توان آن را از طریق فرآیند غذا خوردن شهودی و آگاهانه حل کرد و بدون استرس، ترس و کمرویی مدیریت کرد. اگر از هوس شدید رنج می برید، ممکن است به این معنی باشد که انتخاب های غذایی شما کسل کننده، تکراری و احساس نارضایتی می کنید. ممکن است میل به خلاص شدن از شر احساسات ناخوشایند یا استرس آرام باشد. هوس ها ممکن است به این معنی باشد که شما از نظر تغذیه نامتعادل هستید. ولع مصرف می تواند به این معنی باشد که بدن شما از تعادل خارج شده است. هوس می تواند به این معنا باشد که شما در مورد یک غذای خاص شنیده اید و نمی توانید آن را از ذهن خود حذف کنید!

وقتی آگاه باشید و به طور شهودی به بدن خود متصل شوید، می توانید بدون انگیزه تصمیم بگیرید که با اشتیاق خود چه کنید. این فرآیند مستلزم تأمل در خود، خودآگاهی و اغلب نظم و انضباط است تا درنگ کنید و به خودتان فضایی بدهید تا در مورد آنچه آرزو دارید فکر کنید.

اولین سوالی که وقتی هوس می کنید از خود می پرسید این است که “من گرسنه ام؟” اگر بله، “من برای چی گرسنه هستم؟” اگر پاسخ منفی است، “ماهیت این اشتیاق چیست، چه چیزی می خواهید بدانم؟” اینجاست که می توانید واقعاً کنجکاو شوید! سطح استرس و خلق و خوی خود را بررسی کنید و به خودتان فضایی بدهید تا احساساتی را که باید تماشا و درک کنید، رها کنید. آیا به این فکر کرده اید که این غذا در همسایگی اتفاق افتاده، یا درباره آن شنیده اید، یا دیده اید، یا بو کرده اید؟

وقتی هوس شدید را تجربه می کنید، می خواهید عمیقاً در مورد پیام هوس کنجکاو باشید نه اینکه فوراً به آن عمل کنید یا با تلاش برای “خوب بودن” در برابر آن مقاومت کنید. هرچه بیشتر در مورد خود فکر کنید و خودآگاهی را توسعه دهید، به ایجاد رابطه صلح آمیزتر با غذا نزدیکتر خواهید شد.

وقتی با غذا آرامش ایجاد می‌کنید، متوجه می‌شوید که افکار شما با غذا کمتر انگیزه می‌یابد، یا اینکه علت را می‌دانید و ابزار مقابله با آن را دارید. هنگامی که با غذا آرامش ایجاد می کنید، با هوشیاری بیشتری غذا می خورید و تجربه ای بدون قضاوت از روند غذا خوردن ارائه می دهید. وقتی با غذا صلح می کنید، با خودتان صلح می کنید و این هدیه واقعی این روند است.

این اصل صلح با غذا می تواند دلهره آور باشد زیرا الگوهای غذا خوردن احساسی و استرسی اغلب لایه های عمیقی دارند. به یاد داشته باشید که این یک فرآیند و یک مسیر کاوش است. نیازی به کامل بودن نیست، فقط برای حضور، کنجکاوی و هماهنگی با ذهن، بدن و نیازهای منحصر به فرد خود.

پیدا کردن جایی که می‌توانید با غذا صلح کنید، یک قدم کوچک، آزادی و فضای زیادی در زندگی شما برای لذت بردن بیشتر از غذا ایجاد می‌کند. همانطور که شروع به فکر کردن در مورد چگونگی ایجاد صلح با غذا می کنید، به خود اجازه دهید در مورد خود، این روند قضاوت نکنید و متوجه شوید که چگونه شروع به رها کردن باورهای قدیمی در مورد غذا می کنید و خود را به سمت آرامش درونی و رفاه روانی بیشتری باز می کنید. .