تلسکوپ فضایی جیمز وب و ماموریتی که همه به اشتراک می گذارند


در صورت شکست، به نظر من، همه چیز هنوز می تواند آماده باشد، به جز تصمیم برای ساخت چنین تلسکوپی در مورد اول. ساختن آن به بهترین انسان ها نیاز دارد: همکاری و فداکاری برای دانش، جسارت و فروتنی، احترام به طبیعت و نادانی ما، و عزم راسخ برای ادامه برداشتن قطعات شکست و شروع دوباره. و دوباره.

بیل اوکس، مدیر پروژه وب در مرکز پرواز فضایی گدارد، زمانی که تلسکوپ سرانجام بال های طلایی خود را در اوایل ماه جاری باز کرد، گفت: “این باور نکردنی است. ما ۶۰۰۰۰۰ مایل از زمین فاصله داریم و در حال حاضر یک تلسکوپ داریم.”

ما زیر بار دانش خود از حیاط به سمت بالا می چرخیم. در مواجهه با ورطه نهایی که سرنوشت است، می‌توانیم شرافت و عزت را در این واقعیت بیابیم که بازی کیهانی را برای پیروزی انجام داده‌ایم، سعی کرده‌ایم تا آنجا که می‌توانیم در قرن‌های کوتاهی که به ما اختصاص داده شده، بدانیم و احساس کنیم.

یک بار، مدتها پیش در زندگی دیگری، در سفر به کنفرانسی که در سن دیگو شرکت می کردیم، در کنار ریکاردو جیاکونی، یکی از رهبران بزرگ علوم بزرگ و بعدها برای دریافت جایزه نوبل فیزیک نشستم. در آن زمان او با مرکز اخترفیزیک هاروارد-اسمیتسونیان کار می کرد و به دنبال راه اندازی پروژه رویایی خود بود، ماهواره ای – که بعدها رصدخانه انیشتین نام گرفت – که تصاویر اشعه ایکس را از اجسام خشن مانند سیاهچاله ها ضبط می کرد.

با این حال، دکتر جیاکونی پیشنهاد کرد نام ماهواره خود را به نام Pecode به نام کشتی محکوم به فنا که آهاب در تعقیب موبی دیک فرماندهی کرده بود، نامگذاری کند که باعث سرگرمی و حیرت همکارانش شد.

بنابراین از او پرسیدم که چرا می‌خواهد نام آفرینش رویایی خود را به نام یک نهنگ‌دار محکوم به فنا بگذارد.

دکتر جیاکونی پاسخ داد که ارتباط بین داستان صید نهنگ و نیوانگلند را دوست دارد. سپس او شروع به جستجو برای دانته، از همه مردم کرد. در طول تور شاعر از جهنم در بخش جهنم «کمدی الهی»، او ادیسه را می‌بیند که آتش خورده است، به عنوان مجازات گناهان، نقشه‌ها و نیرنگ‌هایش در طول جنگ تروا و سفر به خانه.

اودیسه داستان زندگی و سفرهای خود و چگونگی بازگشتش به ایتاکا را بیان می کند، اما پس از آن حوصله اش سر رفت و با افرادش راهی سفری از طریق ستون های هرکول به سمت دریای بزرگ ناشناخته غربی شد. وقتی خدمه اش عصبی شدند و خواستند برگردند، به آنها گفت که قدرت خود را جمع کنند.