رابطه جنسی زنانه در طول سالها

در طول سالیان، تمایلات جنسی عادی زنانه در میان مزارع خارها و دردهای طاقت‌فرسا ناشی از فرهنگ و جهل قدم گذاشته است. متخصصان پزشکی و روانپزشکان نخبه پیشتازان ظلم حیوانات بودند. این یک تحقیر پزشکی گسترده برای تمایلات جنسی بسیار عادی زنانه بود که در زندگی عمومی و آثار ادبی نیز وجود داشت.

در قرن نوزدهم اعتقاد بر این بود که خودارضایی زنان و نیمفومانیا (“میل شدید جنسی”) یک ناهنجاری جدی است که می تواند به مالیخولیا خودارضایی (“افسردگی شدید با غم و اندوه گریان و ترس های غیر منطقی”)، فلج، کوری و حتی مرگ تبدیل شود. این روانپزشکان و متخصصان زنان بودند که در تدوین نظریه های مضحک و طراحی راه حل های بی رحمانه رهبری کردند. چارلز براون-سکوارد، متخصص غدد درون ریز (۱۸۱۷-۱۸۹۴) و آیزاک بیکر براون (۱۸۱۱-۱۸۷۳) متخصص زنان، از عمل جراحی به نام کلیتوریدکتومی، بریدن کلیتوریس زن، به عنوان درمانی برای “اختلال” حمایت کردند. متأسفانه این عملیات در بسیاری از نقاط اروپا مورد احترام و استفاده گسترده قرار گرفت. ایزاک بیکر براون به عنوان بهترین جراح کلیتوریدکتومی بسیار محبوب شد.

آیزاک بیکر براون از جمله نشانه های او برای استفاده از کلیتوریدکتومی، صرع، کاتالپسی (“حالتی خلسه مانند با از دست دادن حرکت ارادی و عدم واکنش به محرک ها”)، قاعدگی دردناک، قاعدگی شدید، افسردگی، هیستری جنون و زوال عقل (” زوال ذهنی با منشا آلی یا عملکردی”). مدت‌ها پس از مرگ او در سال ۱۸۷۳، کلیتوریدکتومی ادامه یافت و ابعاد ترسناک‌تری به خود گرفت. در سال ۱۸۸۲، زامباکو از پاریس، یک پزشک محبوب، از کوتر بدون بیهوشی برای سوزاندن کلیتوریس دو دختر کوچک ۱۰ و ۶ ساله در حال خودارضایی استفاده کرد. او آهن قرمز داغ از زغال سنگ را بارها بر روی کلیتوریس و یک بار روی باسن به عنوان مجازات استفاده کرد. کلیتوریدکتومی ممکن است در عمل پزشکی مدرن محبوبیت نداشته باشد، اما ختنه زنان یا ختنه زنان در حال حاضر در آفریقا و سایر نقاط جهان انجام می شود، کلیتوریدکتومی با نام های جایگزین است.

این محکومیت گسترده ای نسبت به تمایلات جنسی عادی زنانه نه تنها در حرفه پزشکی، بلکه در میان مردم و سایر مشاغل، آثار ادبی، تئاترها و منبرها بود. در قرن نوزدهم، به سختی یک رمان یا اپرا بدون مرگ زنی که نقش جنایت جنسی را بازی می‌کرد، به پایان می‌رسید. جان استاد می گوید: “در دوران قرون وسطی مردم از سه چیز می ترسیدند: شیطان، یهودیان، و زنان. تمایلات جنسی زنانه منبع خاصی از اضطراب برای مردان بود، اضطرابی که تا آغاز قرن بیستم ادامه داشت.”

اندکی پس از آغاز قرن بیستم، تمایلات جنسی زنان شروع به پیش‌بینی زمان بهتری کرد. مردم روشنفکرتر شدند و شروع کردند به چیزها با چشم اندازی بهتر، از جمله تمایلات جنسی زنانه. آسیب های گذشته نزدیک و دور منجر به کاهش شدید میل جنسی یا میل جنسی زنان و پاسخ جنسی ناکافی شده بود. بر خلاف اختلال شبه ایزاک براون و چارلز براون سکوارد در قرن نوزدهم، این اختلال واقعی شناخته شد. از دست دادن میل جنسی و پاسخ جنسی ناکافی به عنوان اختلال جنسی زنان (FSD) یا اختلال میل جنسی کم‌فعال (HSDD) شناسایی شد، اختلالاتی که باید توسط مشاوران جنسی صالح یا با هورمون‌هایی به شکل استروژن و تستوسترون درمان شوند. امروزه مارک های مختلفی از قرص ها و کرم های جنسی برای تقویت یا ترمیم کاهش میل جنسی و پاسخ جنسی کم در زنان وجود دارد.

نه تنها این. چندی پیش موضوعات جنسی تابو بودند و نباید در خصوصی یا عمومی مورد بحث قرار گیرند. زنان مجبور بودند در سکوت در کنار مردان خود بایستند که از اختلال نعوظ رنج می‌بردند که تا زمانی که قرص‌های آبی نیامدند، جایی در مورد آن صحبت نمی‌شد. امروزه موضوعات جنسی در رادیو و تلویزیون یا در مجامع عمومی مورد بحث قرار می گیرد. زنان اکنون آزادند تا احساسات خود را از نظر جنسی بیان کنند. و در صورت بروز هر مشکلی در هر مکانی و هر زمان که بخواهید، کمک ایمن و متمدن وجود دارد.