شمنیسم – گناه خوار

در شهرستان هرفورد یک رسم قدیمی در مراسم تشییع جنازه وجود داشت، برای استخدام افراد فقیر، که قرار بود تمام گناهان متوفی طرف را بر عهده بگیرند… روش این بود که وقتی جسدی را از خانه بیرون می آوردند و روی آن می گذاشتند. Bier; یک قرص نان بیرون آوردند و به گناه خوار بالای سپاه دادند، و همچنین یک کاسه مازر پر از آبجو که باید آن را بنوشد و شش پنی پول، به دلیل آن که تمام گناهان را بر عهده گرفت. و او را از راه رفتن پس از مرگشان آزاد کرد.

جان اوبری، بقایای یهودیت

وقتی بچه بودم خانواده ام به حومه شهر هرفوردشایر، در سایه کوه های سیاه ولز و در اعماق قلب اساطیر سلتیک نقل مکان کردند. در لبه دهکده، به تنهایی و جدا از بقیه جامعه کوچک، کلبه کوچکی وجود داشت که مدتهاست ویران شده بود. جایی که همیشه به من هشدار داده شده بود که از آن دوری کنم. زیرا در این کلبه یک دیوانه زندگی می کرد که به نوعی ناپاک و برای روستا نامطلوب بود … بنابراین آنها گفتند. به ناچار راهم را به این مکان پیدا کردم.

کلبه او در یک دوراهی ایستاده بود، درست از جاده برگشته بود و بوته ها و درختان بلند آن را احاطه کرده بودند. حدود یک مایل پیاده روی از روستا فاصله داشت و هیچ خانه دیگری در نزدیکی آن نبود. تا حدودی شبیه کلبه افسانه ای یک جادوگر بود، مکانی که به اشتباه به آن برخورد می کنید، و بعد از آن زندگی شما هرگز مثل قبل نمی شود. همانطور که ایستاده بودم و به این کلبه مرموز نگاه می کردم، که معماری کج شکل آن شروع به شکل گیری زمین های اطراف کرده بود، در باز شد و ساکنان مجرد آن ظاهر شدند.

او پیر، لاغر بود و لباس عجیب و غریبی برای زمانه (دهه ۱۹۷۰) می پوشید، پیراهن بدون یقه سفید، شلوار مشکی و جلیقه، مانند یک پزشک در دهه ۱۹۴۰ که خارج از خدمت بود یا نسخه سینمای یک علامت دهنده راه آهن دوره. یک زنجیر طلا و ساعت فوب از جیب جلیقه اش آویزان بود. پس این دیوانه ای بود که به من اخطار داده بودند که از او دور شوم. او شروع به صحبت با من در مورد گل ها و گیاهان و داستان زندگی خود کرد. او گناه خوار بود.

گناه خوار

در مورد گناه خواران نوشته یا شناخته شده اندکی وجود دارد. این یک سنت باستانی است که در بسیاری از کشورهای جهان انجام می شود و در آیین کاتولیک آخرین مناسک ادغام شده است. ظاهراً از «بزغاله» توصیف شده در لاویان شانزدهم مشتق شده است. ۲۱، ۲۲، جایی که اشتباهات دیگری به یک بیگناه نسبت داده می شود. هارون در آیین عبری «بز قصیده»، در روز کفاره، بالای سر بزی زنده که سپس به بیابان فرستاده شد تا بمیرد، به تمام گناهان بنی اسرائیل اعتراف کرد و به طور نمادین گناهان آنها را به دوش کشید.

به عنوان یک سنت شمنی، یک سین خوار توسط خانواده یک فرد متوفی، یا گاهی اوقات توسط کلیسا، برای خوردن آخرین وعده غذایی از نان و نمک از شکم جسد در حالی که در حالت خوابیده بود، استخدام می شد. با این کار اعتقاد بر این بود که گناهان مرده جذب می شود و میت راه آخرت روشنی خواهد داشت. به گناه خوار چند سکه برای دردسرش داده شد، اما غیر از آن (به معنای واقعی کلمه “مثل طاعون”) توسط جامعه که او را پر از گناه و ناپاک در نتیجه کار او می دانستند اجتناب کردند. به همین دلیل است که سین خواران معمولاً در حاشیه روستا زندگی می کردند و به کودکان هشدار داده می شد که از آنها دور شوند.

نقش سین خوار در اصل نقش یک شفادهنده شمنی بود. وظیفه او این بود که منفی‌گرایی و روح بیماری را از مردگان (و اغلب زنده‌ها) حذف کند و خدایان را در دسترس آنها قرار دهد. معلمان آنها در این کار خود ارواح بودند و در مورد گناه خواری که من می شناختم، عهد عتیق که به صورت شمنی خوانده می شود، آیین های بسیاری را برای پاکسازی و شفا نشان می دهد که به طور مرموزی در عهد جدید گم شده است، عهد جدید که بازنویسی شده است. ماهیت خدا(ها) از بسیاری به یکی (مثلاً پیدایش ۱ ۲۶: “بیایید انسان را به صورت و شبیه خود بسازیم”. .

ماهیت گناه

در سنت Sin Eating، گناه یک عیب یا سنگینی بر روح است که آن را در دنیای میانه در نوعی برزخ یا برزخ به دام می‌اندازد تا آن گناه باقی بماند. کار گناه خوار این است که با بلعیدن این “عیب” روح را آزاد کند.

بنابراین، مراسم به ظاهر ساده غذا خوردن از بدن متوفی، تعدادی از مانورهای پیچیده شمنی را پنهان می کند.

اولاً، عمل خوردن از شکم میت، طبعاً نوعی داروی استخراج است. فرض بر این است که “غذا” گناهان را از جسد جذب می کند زیرا روح میل به ماده دارد و روح بیماری (گناه) در نتیجه جذب نیروی حیاتی قوی تر غذای “زنده” نسبت به جسد مرده می شود. هنگامی که غذا خورده می شود، وزن روح از بین می رود.

خود غذا با توجه به اصل و نسب سین خوار متفاوت بود. گاهی نان و دمنوش بود، گاهی فقط نمک و آب. دومی برای گناه خوار مفیدتر بود زیرا آب نمک کمکی برای پاکسازی است، بخش ناپیدای مراسم گناه خواری این است که شفادهنده پس از انجام وظایف جنازه خود به طبیعت می رود تا گناهانی را که انجام داده استفراغ کند. اکنون حمل می کند و به خود زمین اجازه می دهد تا آنها را خنثی کند. در گونه ای دیگر، گناه خوار با انداختن آن ها در آب و خواندن طلسم، خود را از شر گناهانی که بر عهده گرفته بود رها می کرد.

ثانیاً، همانطور که گناه خوار وظایف خود را با جسد انجام می داد، برای روح نیز دعا می کرد تا از تعلقات خود به زمین رهایی یابد تا بتواند به ملکوت آسمان وارد شود. این در واقع یک کار روانی است، «اسکورت مردگان». اعتقاد گناه خوار این است که متوفی در اثر تخلفات و اعمال نامناسب خود نسبت به دیگران – یا در واقع به دلیل اعمال آنها نسبت به متوفی – احساس گناه و شرم را در روح خود حمل می کند. در واقع روح از دو طریق می تواند آسیب ببیند: یا به این دلیل که شخصی که آن را حمل می کند به گونه ای عمل کرده است که برای دیگری دردناک بوده است (در اینجا مشابهی با مفهوم بودایی “حق زندگی” – که مهم نیست چه تعامل ما با دیگران یا کاری که آنها با ما انجام می دهند، روش صحیحی برای رفتار ما برای حفظ تمامیت معنوی خود وجود دارد) یا به این دلیل که آنها قربانی اعمال شرم آور شده اند و اکنون احساس گناهی دارند که در واقع تحمل آنها نیست. برای مثال، قربانی آزار جنسی، ممکن است گاهی در سطح ناخودآگاه یا عمیق روحی باور کند که به نوعی مقصر بوده یا «دعوت» چنین آزاری داشته است. این ممکن است نادرست باشد، اما این خود باور و شرم از واقعه است که باعث زخمی شدن روح می شود و نه واقعیت آنچه اتفاق افتاده است.

ثالثاً، مراسم گناه خواری، شفای اجتماع برای مردم حاضر در بیداری است. هنگامی که یکی از اقوام یا دوستان نزدیک خود می میرد، اغلب کسانی که زندگی می کنند احساس گناه می کنند – “چرا نتوانستم کمک بیشتری انجام دهم؟”، “چرا زمانی که به او توجه بیشتری نکردم؟” او زنده بود؟ و غیره این گناه در نتیجه گناه ادراک شده غفلت از جانب خویشاوند یا دوست به وجود می آید. مراسم گناه خواری به کاهش این احساس گناه نیز کمک می کند، زیرا خویشاوندان حداقل می توانند ببینند که متوفی از طریق استخدام گناه خوار کمک و شفا یافته است.

شفای زندگان

گناه خواران به ندرت فقط با مرده کار می کنند. بسیاری از آنها به دلیل نزدیکی به طبیعت و موقعیت روستایی، از کارشناسان ماهر طب عامیانه و شمنیسم روح گیاهی نیز بودند.

طب عامیانه را می توان به عنوان “ریشه درمانی” یا گیاه درمانی توصیف کرد که هم با خواص دارویی و هم با روح گیاهان کار می کند. بنابراین، تونیک ساخته شده از وروان برای کاهش افسردگی، پارانویا و بی خوابی (همه علائم احساس گناه یا شرم در نتیجه حضور گناه) مفید شناخته شده است، اما می توان از این گیاه به عنوان طلسم برای رانندگی نیز استفاده کرد. “ارواح شیطانی” را دور کنید.

به همین ترتیب، گل همیشه بهار را می توان برای درمان بثورات پوستی، التهاب و زخم (شاید ناشی از استرس در نتیجه موقعیت گناه) و در عین حال برای تسکین و آرامش روح استفاده کرد. به عنوان مثال، گیاه‌شناس قرن سیزدهم، امیلیوس ماسر، نوشت که گل‌های همیشه بهار قدرت بیرون کشیدن «طنزهای بد» را دارند. (جالب است که گل همیشه بهار، حتی امروزه، در پرو آمازونیا در تمرین شمنی بازیابی روح استفاده می شود).

مراجعه کننده ای که به سین خوار مراجعه می کرد، اول از همه، اعتراف کننده ای پیدا می کرد که گناهان خود را به او اعلام می کرد. از این نظر، شفا دهنده نقش آنام کارا را بازی می کند – «دوست روح» که وظیفه او گوش دادن بدون قضاوت یا تعصب به آنچه گفته شده بود، تنها قصد درک ماهیت مشکل و تأثیر آن بر روح بود. . حتی این عمل ساده می‌تواند تأثیر شفابخشی عمیقی داشته باشد، زیرا روح را از احساس گناه رها می‌کند، از این رو تمرین پایدار آن در اعتراف‌کنندگان کاتولیک، و همچنین تجسم مدرن آن در مشاوره و روان‌درمانی (“درمان سخن گفتن”).

گناه خوار پس از شنیدن مشتری خود، ممکن است از «سرزمین مردگان» (دنیای روحانی) توصیه کند که چگونه می توان این گناهان را جبران کرد. خود این نصیحت غالباً ماهیت عملی داشت، اعتقاد بر این بود که به جای دعای ساده، برای مثال، گناهان باید در این زندگی و با عمل در دنیا جبران شوند.

بنابراین ممکن است به توبه‌کننده توصیه شود که برای ارواح پیشکشی نکند، بلکه به شخصی که به او آسیب رسانده است. این پویایی کاملاً متفاوت از مفهوم «کارما» است، برای مثال، جایی که اعمال خوب و بد ما در روز داوری در ترازوی سنجیده می‌شوند و شاید باید در زندگی جدیدی بازگردیم تا گناهانمان را جبران کنیم. در عمل گناه خواری درک می شود که “کارما” باید فوراً در اینجا و اکنون مورد رسیدگی قرار گیرد زیرا هر گناهی قدرت فرسایش روح را دارد و منجر به بیماری و فساد بیشتر می شود.

پس از آن ممکن است معجون گل یا گیاه، همانطور که در بالا ذکر شد، به مشتری داده شود تا روح را متعادل و آرام کند. بدین ترتیب، گناه خواری – عملی که شاید بیش از ۱۰۰۰ سال قدمت داشته باشد – ارتباط ذهن-بدن-روح را تشخیص می دهد که علم جدید هم اکنون شروع به تصدیق آن کرده است، زیرا خود گیاه پزشکی می تواند روی بدن و ذهن ناآرام نیز کار کند. التیام زخم های روح

تنهایی گناه خوار

متناقض ترین جنبه زندگی گناه خوار نقش او در مرکزیت رفاه جامعه و همچنین طرد شدن از آن بود. گناه خوار معمولاً مردی بود که بیشتر عمر خود را به تنهایی سپری می کرد و از جامعه ای که به آن خدمت می کرد تحقیر می شد – و با این حال، حداقل از یک جهت، مهمترین عضو آن جامعه بود زیرا بدون او هیچ کس که گناه کرده بود نمی توانست وارد جامعه شود. پادشاهی آسمان. در عین حال، او را نجس، غریب و دیوانه می دانستند – و با این حال، اگر نجس بود، به خاطر گناهانی بود که می خورد. گناهان جامعه، نه گناهان خودش.

ما اغلب این انزوا را در میان افراد دارای قدرت معنوی می یابیم. زمان تنهایی لازمه بسیاری از ابتکارات شمنی است و در برخی از روایات، شمن در حومه اجتماع نیز زندگی می‌کند و به شکلی فیزیکی و نمادین اقامتگاه او را در آستانه یا مرز، مکان «میان و بین» نشان می‌دهد. ارتباط انسانی و معنوی در افسانه ها و افسانه های ما نیز، تاج و تخت، جادوگران و دیگر افراد غیرعادی تمایل دارند به تنهایی در جنگل ها و سرزمین های سایه زندگی کنند.

سختی عاطفی زندگی گناه خوار، همراه با زوال باور معنوی در شهرهای مدرن ما، شاید دو دلیل باشد که گناه خواری دیگر یک عمل اصلی در مراسم تدفین نیست، اگرچه به طور نمادین زنده می ماند. به عنوان مثال، در ایرلند، هنوز معمول است که جسد در خانه خانواده در حالت خوابیده باشد و در یکی از این مراسم تشییع جنازه که من در اواسط دهه ۱۹۸۰ شرکت کردم، مراسمی بر فراز تابوت برگزار شد و میزبان ما یک لیوان شراب تقدیم کرد. و یک بیسکویت تشییع جنازه به هر مهمان، آن را در سراسر تابوت به ما می دهد. کیک‌های تدفینی که هنوز در بخش‌هایی از مناطق روستایی انگلستان (مثلاً Shropshire و Cumberland) ساخته می‌شوند نیز یادگارهای نمادین سنت گناه خواری هستند.

در کشورهای دیگر هنوز هم خوردن گناه به شکل اصلی تری ادامه دارد. به عنوان مثال، در باواریا، یک کیک جسد قبل از خوردن توسط نزدیکترین بستگان، روی سینه متوفی قرار می گیرد. در بالکان تصویر نان کوچکی از متوفی توسط اعضای خانواده تهیه و خورده می شود. در هلند، doed-koecks (کیک های مرده) خورده می شود که هر کدام با حروف اول مرده مشخص شده اند.

از آنجایی که دنیای مدرن وارد دورانی می شود که ما می توانیم آن را عصر پر از گناه تروریسم، جنگ، و تهاجم سرزمینی بدانیم، شاید زمان احیای این سنت شفابخش قدرتمند، به خاطر جان همه ما فرا رسیده باشد.